تبليغاتX
سر کوچه ی ما

همیشه دلم میخواد بشینم و فقط از خوبیات، از عشقت، از قشنگیات، از لذت لحظه هایی که با تو هستم بگم...

تا یه فرصت پیش بیاد و بتونم و بدونم کسی محرمه دلم میخواد همینجوری ازت تعریف کنم، بگم خدا چقدر به من لطف کرده و چقدر عاجزم توی شکر این همه رحمت...

حس میشه آغوش خدا، وقتایی که پیش توام

گم میشه هرچی دلهره اس، وقتی تو آغوش توام

احساس من ناگفتنی، از مردم چشمم بخون

یک لحظه از پیشم نرو، تا آخرش* با من بمون


*البت خداجون خودت آدمیزاد رو بی نهایت طلب آفریدی، آخر اینجا تازه اول یه زندگی ابدیه خب:دی

آن روزها دلتنگ كه مي‌شدم، اشك بود و غصه بود و ترس بود و ترديد ...

آن روزها...

خدا نصيب نكند آن روزها را. خدايا، به تو پناه مي‌برم از آن روزهاي سَــــــــــــــــخت ...

اين روزها اما ...

آري، اين روزها هم دلتنگ مي‌شوم. مثل همين امروز. از صبح كه رفته‌اي بي‌قرارم. مثل خودت كه مي‌خواستي مرخصي بگيري و برگردي!

اين روزها اما، اميد هم هست. اين روزها آغوش گرم و مهربان تو هم هست...

اين روزها اما، طعم تلخ آن روزهاي من، هنوز در گلوي كسي بغض مي‌شود. اين روزها برايش زياد دعا مي‌كنم. خدايا، درهاي آسمان فردا باز مي‌شوند، دست‌هايت را پايين بياور. همين پايين پايين. اينجا آدم‌ها دلتنگند. اينجا خيلي از آدم‌ها دلتنگند. آغوشت را برايشان بگشا. سرشان را به سينه بگير و بگذار هق هق كنند. بعد آرام اشك‌هايشان را پاك كن، به چشمان پف‌آلودشان لبخند بزن و بگو: همه چي آرومه، ديگه دلتنگ نباش بنده‌ كوچولوي من :-*

فصل جدید حرف ندارد...

چه میخواهی بگویم از آن؟

حالمان خیلی خوب است، اما بهتر است ضمیمه این پست خودم این ترانه رو بذارم...


اين هم شروع فصل تازه زندگي ما ...

http://sarekooche.persiangig.com/image/little_heart.jpg

کاش میشد بغلت کرد و غرق بوسه ات کرد خدا...

کاش لیاقت اینهمه محبتتو داشتیم...

کاش اندازه یه قطره از این دریا رو بتونیم شکر کنیم...

...
....
......