تبليغاتX
سر کوچه ی ما

فکرش رو هم نمی‎کردیم، روز بعد از ولادت بانو به هم محرم بشیم

مهرش به نام خود بی بی رقم خورد

حالا دقیقاً روز بعد از ولادت بانو داریم میریم محلّشون

خدایا شکرت بابت همه‎ی این قشنگیا...

یه استرسی وجود هر دومونو گرفته، که نمیتونیم ازش حرف بزنیم، نمیدونیم تو دلمون چه خبره، یه چیزی تو مایه‎های طوفان قبل از آرامش

خدا کنه دست پر برگردیم

از قبل اینکه دستمون برسه به هم تشنه زیارت امام رضا بودیم، اونم دوتایی، حتی چندبار خواب دیدم که باهاش رفتم زیارت...

خلاصه نفس ما بهار سال نود رفت مشهد و دل منم با خودش برد زیارت مولا، که نتیجه اش شد همون شعری که پارسال گفتیم با هم، در ادامه هر وقت مجالی پیش میومد و میدیدم میشه یه سفر کوتاه رفت میگفتیم بریم مشهد، ولی نمیشد، خلاصه ایام شهادت امام رضا بود که داشت همون شعر پست قبل از بلندگوهای کامپیوترمون پخش میشد که اولیاحضرت فرمودن بریم مشهد، خداییش دلمون رفته بود، همون موقع تصمیم گرفتیم اگه خدا بخواد تحویل سال پیش آقا باشیم، سریع رفتم سایت رجا ببینم بلیط واسه کی بگیریم خوبه و اینا، تصمیم نداشتیم زیاد بمونیم، در نتیجه بیست و ششم بهمن ماه بلیط بیست و هشت اسفند برای رفت و یکم فروردین برای برگشت رو خریدیم...

ادامه دارد انشالله ...


این شب‎ها، تو که آقاتو صدا کردی    مـی‎بینـیـش؛ تو دلت اگه خـدا باشـه

چشماتو، تو بهشت خدا وا کــردی    تو محشر؛ ضامنت اگه رضا(ع) باشه

این سلامتو تا حرم، می‎بره یه کبوتر    این جواب سلامته، می‎پره یه کبوتر

اِی، ضامن آهوی قلب ما،یار تموم غریبه‎ها، عشق قدیمی آشنا، علی یا موسی‎الرضا (ع)

بی آقات، بی‎پناه و بی‎نوا میشی    جز آقات، کسی دردتو نمی‎دونه

تو قبرت، تازه مهمون رضا(ع) میشی    روزی که، کسی پیش تو نمی‎مونه

پهنه‎ی همه عالمه، ملک شاه خراسان    روزیِ بنی‎آدمه، دست حضرت سلطان

ای، کعبه نور فرشته ها، جلوه‎ی هشتمی خدا، وارث پرچم کربلا، علی یا موسی‎الرضا (ع)


پ.ن:امیدوارم سال خوبی رو شروع کرده باشین.خواستم الان ادامه مطلبو بنویسم ولی اونقدر این شعر رو دوست دارم، حیفه مدح مولاس که حرفای من در ادامش بخواد بیاد، باشه واسه دفعه بعد. البته بعدش خیلی زیاد نیست، زود مینویسم.

پ.ن.ن:اگه خواستین گوش کنین به شعر، اگه دغدغه سرعت ندارین اینجا، و اگه دغدغه سرعت دارین اینجا رو کلیک کنین.

پ.ن.ن.ن:ایام غصه‎ امیرالمؤمنین(ع) و شهادت بانوی عشق رو تسلیت میگم به همه.

... البته همیشه باید در آغاز هر کلامی نام خدا را آورد، اما واقعاَ بعد از شش ماه پست نذاشتن خیلی محکم باید بگیم:"بسم الله الرحمن الرحیم".

الان با هر چند کلمه ای که داره تراوش میشه از این مغز مبارک من یه برگه چیسپ هم وارد دهانم میشه، ببخشید اگه طعم چیسپ ساده میده این پست، اونم با برند شیرین عسل:دی

از شرکت رفتم دنبالش توی راه که بودم وقت اذان شد، خلاصه یه چیزی گرفتم برای خوردن و راه افتادم سمت دانشگاه، نشستیم تو سرما منتظر اتوبوس و درحال خوردن همون چیزایی که خریده‎بودم،(روزه گرفته بود آخه، قبل افطار واسه تو هم دعا کرد.) که دیدیم هوا خیلی سرده و سوار تاکسی شدیم تا میدون.

از اونجا هم سوار اتوبوس شدیم تا میدون بعدی...

رفتیم یکمی خرید...

دوباره نشستیم و هنوز هم نشستیم توی اتوبوس تا میدون بعدی...

حالا تهرانیا اگه تونستن مسیر رو پیدا کنن:)

به لطف وایمکس و نتبوکچه‎ی خانوم تونستیم این پست رو آپ کنیم.

خلاصه که به یادتون هستیم به یادمون باشید و برامون دعاهای خوب خوب کنید ته دعاهاتون.

----

پیوست:

گفت اینو بذار دفعه بعد بنویس:دی

اینم اولین پست سرکوچمون از توی اتوبوس شرکت واحد، البته بخش خصوصی، خط میدون... - میدون ...:دی

شب بخیر :)